عاشـــــقان ماشین امریکایی در کــــرج
کمپانی ((گودگای)) در کشور ایالات متحده سال هاست که انواع مدلهای قدیمی وکلاسیک دوج وشورلت و فورد را بازسازی کرده وتقویت میکند. این تیونر در اقدامی جالب یک دستگاه ((چالنجر ۷۰)) را با نصب یک پیشرانه عظیم الجثه(hemi) مبدل به یک سوپر GT نموده که به همراه گیربکس ۵ سرعته معمولی TK05وسیستم ۴ چرخ متحرک در کنار دیسکهای غول پیکر ترمز (وایل وود)ورینگهای ۱۸ اینچی با تایرهای ۳۰۵ (بی اف گودریچ)و طراحی و آذین بندی با رنگ زرد ومشکی چهره ای دل ربا اما خشن به وجود آورده است.گفته میشود پیشرانه ۸سیلندر آن قادر است ۶۰۰ اسب بخار قدرت تولید کند ومرز سرعت ۲۹۰ کیلومتر را بپیماید. PLYMOUTH BARRACUDA VIPER 1970 Plymouth Cuda بدون شرح مقدمه در دهة 50 و 60 شمسي، زماني كه موج ورود اتومبيلهاي آمريكائي به ايران شروع شد براي ايرانيان اتومبيل آمريكايي مترادف سالني بزرگ، راحت و اتاقي بسيار مقاوم بود. اما در بین همين كشتيهاي اقيانوس پيما قايقهاي تفريحي تندرويي نيز پيدا ميشدند كه بعضاً با سقفهاي بازشو، نهايت لذت رانندگي را معني ميكردند. يكي از اين قايقها كه نه تنها دل جوانان عاشق سرعت آن زمان كه جوانان امروزي را نيز برده بود، پونتياك ترنس ام نام داشت. اين كوپه دو در با آن هواكش بزرگ و عقاب زيباي روي كاپوت و موتور بسيار قدرتمند كه بعدها به سقف بازشو (معروف به T-Top) نيز مزين گرديد، هنوز يكي از اتومبيلهاي مورد علاقه جوانان، افراد ميان سال و طرفداران اتومبيلهاي آمريكائي در ايران ميباشد. هنوز نه تنها يك ترنس ام پارك شده در كنار خيابان نظر بسياري از افراد عبوري را به خود جلب ميكند بلكه خراميدن آن در خيابان با آن طنين دلنواز اگزوز چهار دهنه كه حاكي از حجم غول آساي موتوري 7 ليتري ميباشد نگاه حسرت بار هر پياده و سواري را به سوي خود ميكشاند. ***لازم به ذكر است كه من تاكنون تنها دو مدل اول را در ايران يافته ام و از ميان دومدل آخر عليرغم جستجوهاي وسيع اينترنتي تمام اطلاعات به دست آمده ام فقط شامل يكي دو مورد عكس از مدل AT&T بوده است. و بسيار خوشحال خواهم شد اگر خوانندگان گرامي اطلاعاتي در اين دو مورد داشته باشند اينجانب را نيز آگاه نمايند. ***برای اطلاعات کاملتر در مورد موتور های نسل دوم میتوانید به صفحهً اطلاعات موتور ایمان كه تماماً حاصل زحمت ایمان اصغرزاده است مراجعه کنید. لازم به ذکر است من تاکنون این دو مدل آخر را در ایران ندیده ام و به احتمال زیاد هیچگاه این دو مدل به ایران وارد نشده اند. حتی در بین تعداد بیشماری از از مدلهای آمریکایی دهه 60 عرضه شده در ایران مدل موستانگ چیز دیگری است . موستانگ در دهه 90 اسیر تغییراتی شده و از آن همه جذابیت حرفی برای گفتن نداشت تا آنکه با الهام از طراحی دهه 60 در چند سال اخیر باز به میان سلاطین برگشت . موستانگ نامی است که فقط در فورد موستانگ معنا می یابد عکساش در ادامه مطلب نام اتومبیل های این کمپانی ار نام راننده موفق سوئیسی ٬ louis chevrolet ، گرفته شده است . او در سال 1878 در شهر chaux defond متولد شده و بعدها به شهر beaune فرانسه مهاجرت و در آنجا به کار در یک کمپانی مورس پرداخته و سپس با برادران خود بنامهای arthur و gaston تصمیم به مهاجرت به کانادا گرفت . در شهر نیویورک امکان کار بر روی اتومبیلها و کامیونهای کارخانه William Walter برای Louisفراهم آمد . وی سپس شروع به کار در کارخانه های متعدد کرد و توانست خود را بعنوان یکی از بهترین رانندگان مسابقات نشان دهد و همین امر باعث شد تا توجه William Durant - موسس کمپانی General Motors - به وی جلب شده و durant او را بعنوان راننده General Motors استخدام کند . Louis Chevrolet و Durant اتومبیل جدیدی به سبک اتومبیلهای فرانسوی طراحی نموده و نام آن را Chevrolet گذاشتند . در سال 1911 نمونه کلاسیک و شش سیلندر این مدل برای عرضه به بازار تولید شد . در سوم نوامبر آن سال کارخانه Chevrolet Motor تأسیس شد و 2999 دستگاه از این اتومبیل را ، در همان سال تولید کرد . کمپانی Mason Motor که قبلاً تحت نظارت Durant بود واگذار و در سال 1913 این دو کمپانی در هم ادغام شدند . در سال 1913 اتومبیل چهار سیلندر Baby در دو مدل یک سرنشینه و مدل سلطنتی ، در رنگ های آبی و سفید تولید شد . طرح رنگ آمیزی این اتومبیل از روی کاغز دیواری هتلی که Durant در فرانسه در آن اقامت داشت ، الهام گرفته شده بود . در سال 1913 Louis Chevrolet و درو نفر دیگر بنام های V.R Hefler و Jboyer تصمیم گرفتند تا کارخانه تولید موتورهای هوایی Chevrolet را تأسیس کنند . اما این کارخانه در همان آغاز کار ورشکست گردید و در سال 1941 ، Chevrolet به صورتی مرموز کشته شد و راز قتل او در پرده ای از ابهام باقی ماند . در سال 1914 ، نام کمپانی به Maxwell Motor تغییر و در شهر نیویورک تعداد 5005 دستگاه اتومبیل تولید شد و درهمین سال مدل دیگری نیز به نام 490 و یا قیمت 490 دلار به بازار عرضه شد . طی دویال تعداد 70701 دستگاه از این اتومبیل به فروش رفت و در سال 1917 اولین اتومبیل مستقف این کمپانی ساخته شد . در 1918 ، Chevrolet شروع به تولیدات تجاری مانند کامیون کرد . در سال 1919 chevrolet به دو بخش کمپانی Durant و بخش General Motors تقسیم و تا قبل از جنگ جهان 149904 دستگاه اتومبیل تولید نمود . در سال 1921 ، یعنی بعد از جنگ به علت کمبود سرمایه پنج میلیونی کمپانی Chevrolet تا مرز سقوط پیش رفت اما در سال 1911 با مدیریت خوب William Knuden در مدتی کمتر از ده سال به یکی از بزرگترین کارخانجات اتومبیل سازی جهان تبدیل گشت . یکی از بزرگترین مشکلات کمپانی ، در سال 1923 ، برگشت خوردن موتورهای هواپیمای تولیدی Chevrolet بود که ضرری بزرگ به کمپانی وارد ساخت. در سال 1927 اتومبیل جدید Chevrolet ، توانست از نظر تعداد تولیدات مقام نخست را در صنعت بخود اختصاص دهد . این وسیله نقلیه به تعداد یک میلیون و هزار و هشتصد و هشتاد دستگاه تولید شد . در سال 1929 طرح جدیدی از یک اتومبیل شش سیلندر و طرحی چهار سیلندر از همین اتومبیل ، به منظور کاهش قیمت ، ارائه و از ان به تعداد 1328605 دستگاه تولید شد . مشکلات مالی کمپانی در دهه 1930 با فروش بالای اتومبیل در بازار آمریکا بر طرف شد . در سال 1933 Knudsen مدیریت کارخانه GM را بعهده گرفته و M.E.Coyle نیز مدیریت کمپانی Chevrolet را عهده دار شد . با شروع کار Coyle ، مدلهای Chevrolet به اتومبیلهای مستحکم و قوی تبدیل شدند . در سال 1935 ، Chevrolet ، تولید 10.000.000 امین اتومبیل خود را جشن گرفت . در سال 1936 سیستم ترمزهای Chevrolet بصورت هیدرولیک درآمد . در سال 1939 کمپانی با تولید 15.000.000 امین اتومبیل خود ، اتومبیلهای استیشن را به بازار عرضه کرد . قبل از آغاز جنگ جهانی ، کمپانی رکورد فروش اتومبیل در سال را شکسته و در سال 1941 رقمی معادل 4/1 میلیون فروش را در بازارهای جهانی به نام خود ثبت کرد . در آن سال یکی از اتومبیلهای کوپه کمپانی در چند مسابقه اتومبیلرانی موفق به کسب مقام شد . در سال 1948 ، W.F.Armstrong ، یکی از مدیران موفق GM سرپرستی Chevrolet را به عهده گرفت . با ورود این مدیر جدید ، سبک تولید اتومبیل در کارخانه مجدداً تغییر و مدلهای Bel Air Hard - Top را در سال 1950 به بازار عرضه کرد . بر اثر این سبک جدید غیر از تقییرات در بدنه اتومبیل ، تغییرات عمده ای در ساختار موتور و قیمت آن حاصل شد . از سال 1950 به بعد بیشتر مدلهای Chevrolet تمام اتوماتیک بودند . یکی از کارهای مهم Armstrong تولید مدلهای بسیار ارزان قیمت بود که در رشد اقتصادی کارخانه اهمیت بسیار داشت . همچنین در سال 1950مهندس Harley J.Earl ، اتومبیل Corvette را طراحی و تولید کرد و در سال 1959 در مدل Corvair و Impala به بازار عرضه شدند. علی رغم اینکه این دو مدل نتوانستند مانند اتومبیلهای مطرح کمپانی فروش بالایی داشته باشند ولی با این حال تا سال 1969 تولید آنها ادامه داشت . در سال 1962 Chevy ll بعنوان مدلی برگرفته از Corvair و impala طراحی و ساخته شد و در سال 1964 مدلی بزرگتر از آن تولید و به بازار عرضه شد . همچنین در در همان سال coprice با قدرت 90bhp و قیمت 3347 دلار در کنار Chevy که قیمتی معادل 2028 دلار داشت . به معرض فروش گراشته شد. در سال 1967 مدلی sport و کوپه بنام Camaro ساخته و تا دو دهه بعنوان یکی از مطرحترین اتومبیلهای Sport ، که نظر تمام حادثه جویان را به خود جلب کرده بود تولید میشد . یکی از مطرح ترین مدلهای camaro مدل Iroc - z ، با حجم موتور 5700cc که با موتور L98 مدل Corvette ، در سال 1989 به بازار عرضه شد . قدرت این اتومبیل 240bhp و سرعت آن 240 کیلومتر در ساعت می باشد. در دهه 1970، از موتورهای کمپانی Chevrolet توسط بسیار از کارخانه های دیگر مانند Opel و Oldsmobile ، که موتور اتومبیلهای شش و هشت سیلندر خود را از این کمپانی خریداری می کردند ، استفاده می شد . در اوایل دهه 1970 قراردادی بین دو کمپانی Chevrolet و Isuzu منعقد و طبق آن مقرر شد ، که Chevrolet تمام تجهیزات اتومبیل سازی این کارخانه را تأمین کند . کمپانی در سال1971 مدلهای Nova , Mont Carlo , Bel Air , Blazer و Suburban را به مرحله تولید رساند و در همین سال مدل لوکسی از Coprice نیز به بازار عرضه کرد که نظر همگان بار بخود جلب نمود . در سال 1975، مدل Cavalier ، یکی از موفقترین اتومبیلهای این کمپانی ، طراحی و تولید شد . در اواسط دهه 1980 ، نیز این کمپانی روابط تجاری خود را با کمپانیهای ژاپنی مانند Suzuki و Toyota گسترش داد . در حال حاضر این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اتومبیل مطرح است و نیر مدلهای جذاب این کمپانی مانند Corvette ZR-1 ، طرفداری بیشماری دارد . اولین مدل این کمپانی Six نام داشت که در سال ۱۹۲۶تولید شد . تا سال ۱۹۲۹ تعداد دویست هزار دستگاه از این اتومبیل به فروش رسید . در طول بحران های اقتصادی آمریکا در دهه ۱۹۳۰ این کمپانی نیز مانند مابقی کارخانجات اتومبیل سازی از فروش پایینی برخوردار بود اما با حمایت های کمپانی GM ، توانست به راه خود ادامه دهد . در سال ۱۹۳۴ ، مدل Pontiac Eight با طرحی بسیار خوب ارائه شد که از این اتومبیل نیز تا سال ۱۹۳۷ ، تعداد ۲۰۰۰۰۰ هزار دستگاه به فروش رفت . این اتومبیل تا اواسط دهه ۱۹۴۰ بعنوان یکی از بهترین اولیدات امریکا محسوب می شد . یکی از علل موفقیت این اتومبیل ، موتور هشت سیلندر آن بود که توسط شخصی به نام َAmibal طراحی شده بود . این موتور هشت سیلندر بسیار قوی تر و نرمتر از موتورهای هشت سیلندر وی هشت تولید شده در آمریکا کار می کرد. در ضمن از موتورهای شش سیلندر تولید شده در این کمپانی نیز در اتومبیل های Chevrolet استفاده می شد . اگر چه این کمپانی بعلت سود دهی بیشتر ، از قسمتهایی از بدنه اتومبیل های دیگر کارخانه ها استفاده می کرد اما با این وجود محصولات آن در مقایسه با تولیدات کمپانی های دیگر کاملاً متفاوت بود . در اوایل دهه 1950 ، این کمپانی اتومبیل هایی تمام هیدرولیک و کاملاً اتوماتیک را تولید کرد و در سال 1955 نیز توانست با بهره گیری از موتور جدید هشت سیلندر وی هشت و استفاده از نیروی برق 12 ولت ، فروش خود را به 53000 دستگاه در سال برساند . در اواخر دهه 1950 اتومبیلهای این کمپانی پهن تر ، کشیده تر و کم ارتفاع تر بودند . مدل Tempest ، محصول سال 1961 ، اتومبیلی چهار سیلندر با بازدهی بسیار بالا بود . بحران شدید بنزین در دهه 1970 باعث شد تا کمپانی دچار مشکل در زمینه فروش اتومبیل هایش شود . از اتومبیل های تولید شده در این دهه می توان به مدل Firbird Trans AM اشاره کرد که بیشتر شبیه اتومبیل های اروپایی است تا مدلهای قبلی این کمپانی . شهار دهه 1980 این کمپانی این بود : " ما هیجان را به شما هدیه می کنیم " مدل دو سرنشینه Fiero که بخوبی گویای این شعار بود توانست بر مشکلات اقتصادی فائق آید و از فروش بالایی برخوردار شود . این کمپانی با تولید اتومبیل های اسپورت خود توانست به شهرتی جهانی دست یابد و تولیدات آن هنوز در لیست اتومبیل های مطرح جهان قرار دارد . در سال ۱۹۰۷ کمپانی کادیلاک با اتومبیل های ۴ سیلندر خود به موفقیت بزرگی دست یافت . همچنین Le land پروژه ای را پیاده سازی نمود که توسط آن از قطعات یک اتومبیل در اتومبیلهای دیگر نیز استفاده میشد . این طرح در سال ۱۹۰۸ برنده جایزه R . A . C شد . همچنین این کمپانی بار دیگر در سال ۱۹۱۳ با ارائه طرح چراغهای الکتریکی این جایزه را از آن خود نمود. موفقیت های کادیلاک باعث شد تا آقای William C.durant یکی از بزرگان کمپانی جنرال موتور توجهی خاص به کادیلاک پیدا کند . در ۱۹۱۵ این کمپانی اولین اتومبیل تجاری خود مدل۵۱ با هشت سوپاپ نرم و پرقدرت را به بازار ارائه کرد و پس از آن در سال ۱۹۳۳ یک موتور ۸ سوپاپ با توانایی ترمز در هر چهار چرخ را عرضه نمود و در ۱۹۲۷ کمپانی کادیلاک اولین سری مدل La Sale را تولید نمود . مطلعات کمپانی GM نشان داد که کمپانی کادیلاک از بازار فروش پر سودی برخوردار بوده و در نتیجه GM بیشترین سرمایه گذاری خود را بر کمپانی کادیلاک متمرکز ساخت . تولید مدلهای La Sale نیز بعنوان محصول دوم کادیلاک همچنان توسط کمپانی GM ادامه یافت . La دهه ۱۹۳۰ دهه ظهور اتومبیل های چند سیلندر قدرتمند بود و کادیلاک با ساخت اتومبیل ۴۲۵ شانزده سوپاپ افسانه ای خود در لیست پیشگامان این صنعت قرار گرفت. طرح این اتومبیل بر گرفته از مدل ۳۶۸ دوازده سوپاپ بود . ولی در سال ۱۹۳۳ خط تولید این مدل به علت بالا بودن قیمت تعطیل و به جای آن مدل۳۶۸ به تعداد زیاد تولید و به بازار عرضه شد . طرحهای ویژه کادیلاک در زمینه شاسی بدنه و سبک ساخت کادیلاک را بعنوان یکی از مشهورترین اتومبیلهای جهان در آورد . کادیلاک بر اثر قیمت های پایین وسایل نقلیه GM به تدریج بازار را از دست داد تا اینکه در سال ۱۹۲۳ Alfred P.sloan یکی از شرکای کادیلاک دیگر شرکا را متوجه ساخت که با این شیوه قادر به ادامه حیات کمپانی نخواهند بود و همین امر سبب شد که در سال ۱۹۳۴ کادیلاک در سبک تولید خود تقییراتی اساسی ایجاد نماید . این تغییرات شامل قسمتهای زیادی از جمله مشترک شدن قطهات جلوی بدنه کادیلاک با دیگر مدلهای GM گردید . در سال ۱۹۳۶ کادیلاک شروع به ساخت اتومبیلهایی با بدنه استیل شیشه جلوی ر شکل و ترمز تمام هیدرولیک کرد . در دهه ۱۹۴۰ کادیلاک با تولید Packard از تمامی رقیبان پیشی گرفته و به بزرگترین پیروزی خود نائل شد و بصورت سمبل اتومبیلهای آمریکایی در آمد . در سال ۱۹۴۱ به تدریج اقدام به تولید اتومبیلهایی با دیفرانسیل عقب نمودند . در سال ۱۹۴۸ با تولید اتومبیلهای دو در چهار سرنشینه که تقلیدی از اتومبیلهای GM بود . انتقاد همگان را بر انگیخت . پس از آن در دهه ۱۹۵۰ تولید تومبیلهایی با اتاق هایی بشکل بال ماهی در قسمت عقب را شروع کرد . در سال ۱۹۴۹ کادیلاک موتور اتومبیلهای خود را تقییر داد و در این کار توانست اتومبیلهایی قوی تر با سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت تولید کند که این مدلها کم کم به اتومبیلهای لوکس تبدیل گشتند . کمپانی کادیلاک تا سال ۱۹۵۴ در زمینه سرعت نیز به پیشرفت های زیادی رسید . طی ستلختی ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ کادیلاک بعنوان بهترین اتومبیل موجود در بازار آمریکا محسوب می شد . این کمپانی در سال ۱۹۵۱ ارزان ترین مدل خود را به بازار عرضه کرد . در این زمان بتدریج مدلهای پهن تر شده و شاسی پایین کادیلاک بعنوان الگویی برای دیگر مدلها انتخاب شد و ۱۹۵۹ تولید اتومبیلهایی به این سبک به حداکثر خودد رسید . در سال ۱۹۵۸ کادیلاکهایی با چراغ های جلوی دوبل به بازار عرضه شد . در سال ۱۹۶۳ یک مدل با موتور وی هشت به بازار عرضه شد که از نظر ساختار و طراحی نسبت به تمام مدلهای کادیلاک برتری داشت. فضای داخلی اتاق بزرگتر و موتورش نیز قدرتمند تر بود . در مدلهای سال ۱۹۶۴ می توان کادیلاک هایی با سقف متحرک و تهویه هوای اتوماتیک مشاهده کرد که چراغهای آن به طور خودکار در صورت روشن بودن اتومبیل با تریک شدن هوا روشن می شد . در سال ۱۹۶۵ کادیلاک بیشتر به اتومبیلی مجلل تبدیل شده و لوازم آن اکثراْ جنبه تجملی داشت . در سال ۱۹۶۷ اولین کادیلاک دفرانسیل جلو تولید شد . در دهه ۱۹۶۰ در زمینه سیستم ایمنی اتومبیل نیز کار بسیاری انجام شد و از جمله این تقییرات می توان به اصلاحاتی در سیستم باک اتومبیل و محل عبور اکزوزها اشاره کرد . در دهه ۱۹۷۰ نیز اتومبیلها از همان سبک های دهه ۱۹۶۰ تبعیت میکردند و تنها تغییر عمده آنها در این دهه به علت گرانی بنزین در آمریکا و مصرف بالای اتومبیلهای بزرگ کادیلاک کاهش حجم و در نتیجه کاهش لوازم لوکس اتومبیل و پایین آوردن مصرف بنزین این مدلها بود . در سال ۱۹۷۵ مدل Seville ( همون کادیلاک ایران خودمون ) از روی مدل قدیمی De Ville ساخته شد . اتومبیل جدید ۶۱ سانتبیمتر از مدل قبلی خود کوچکتر بود و بعنوان یک اتومبیل اروپایی Saloon شناخته شد . همچنین موتور اتومبیل های کادیلاک نیز تا سال ۱۹۷۸ تقییر هجم داده و همگی کوچکتر شدند . پس از آن موتورهای ۴ ۶ و ۸ سیلندر تولید شده در دهه ۱۹۸۰ همگی دارای حجم هایی کمتر از گذشته بودند . تولید مدل های لیموزین کاهش یافته و تا اواسط دهه ۱۹۸۰ تولید این اتومبیلها به پایان رسید و در صورت سفارش عرضه می شدند . کمپانی برای جلوگیری از کاهش میزان فروش شروع به تولید اتومبیلهایی کرد که مانند بقیه اتومبیلهای GM دارای ابعادی کوچکتر باشند . بعد از این تحولات کمپانی کادیلاک تصمیم گرفت تا با تولید یک اتومبیل لوکس استثنایی مجدداْ مانند گذشته بازار را در دست گیرد اما این طرح با شکست روبرو شد و کادیلاک ترجیح داد تا در دهه ۱۹۹۰ برای طراحی اتومبیلهایش از مدلهای مختلف کمپانی هایی نظیر BMW و Mercedes Benz و Jaguar الهام گیرد که در سال ۱۹۹۸ تا به حال با تقییر در سبک طراحی مشاهده اتومبیلهای بسیار زیبا و نوظهور و ... هستیم . از عکس شروع می کنم!![]()
![]()
![]()
کمپانی کرایسلر قوانین مسابقات نسکار در مورد کمترین میزان تولید موتورهای مورد استفاده در مسابقات را رعایت کرده بود. به هر حال موتور ۴۲۶ HEMI مدلی بیش از اندازه موفق بود! و باعث مسخره شدن و استهزائ مسابقات می شد و نسکار نیز پای خود را عقب کشید.
در تاریخ ۲۳ فوریه ی ۱۹۶۴ سه دستگاه پلیموت مجهز به انجین HEMI و یک دستگاه دوج با موتور HEMI موفق شدند مقامهای اول تا چهارم مسابقات ۵۰۰ دیتونا را از ان خود کنند. این حیرت انگیزترین موفقیتی بود که مسابقات نسکار تا به حال به خود دیده بود. اوازه ی این موتور فوق العاده همچون شعله های اتش همه جا را فرا گرفته بود!
انجین ۴۲۶ HEMI نخستین انجین HEMI ساخت کرایسلر نبود ولی می توان ان را بهترین موتور این گروه نامید. اگرچه HEMIهای دهه ی پنجاه مختص خودروهای مسافرتی بودند در مقابل انجین ۴۲۶ HEMI ۱۹۶۴ به عنوان یک موتور مخصوص مسابقات شناخته می شد. هدف از ساخت این انجین پیروزی در مسابقات نسکار و نیز قهرمانی در مسابقات دراگ بود.
کمپانی کرایسلر قوانین مسابقات نسکار در مورد کمترین میزان تولید موتورهای مورد استفاده در مسابقات را رعایت کرده بود. به هر حال موتور ۴۲۶ HEMI مدلی بیش از اندازه موفق بود! و باعث مسخره شدن و استهزائ مسابقات می شد و نسکار نیز پای خود را عقب کشید. کمپانی کرایسلر به جای طراحی صدها موتور HEMI در سال، مجبور به ساخت هزاران موتور HEMI و ازمایش انها بر روی خودروهای در حال تولید بود. کرایسلر سرمایه و وقت زیادی برای توسعه ی موتورهای HEMI و موفقیت انها در نسکار صرف کرده بود. در نتیجه کمپانی، انجین HEMI را برای حضور در خیابانها اماده کرد.
مدل خیابانی HEMI در سال ۱۹۶۶ بر روی پلیموت بلودیر و دوج کرنت و چارجر عرضه شد. هر دو موتور عرضه شده بسیار شبیه به هم بودند.قالب ریزی اهن، میزان تنش قابل تحمل بلوک سیلندر و کورس و اندازه ی سیلندر هر دو مدل(به میزان ۳.۷۵*۴.۲۵ اینچ) خیابانی و RACE مشابه بود. میل لنگ فورج کاری شده و سختکاری شده برای هر دو مدل یکسان بود.همانند قطعات دیگری همچون پیستونهای با قابلیت تحمل فشار بالا، بلبرینگهای میانی دلکو، شاتونهای فورجکاری شده، سر سیلندرهای اهنی و تایپیتهای مکانیکی.
بزرگترین تفاوت بین مدل خیابانی و RACE در منیفولدهای هوا و دود بود. منیفولد هوا (یا با ترجمه ی تحت اللفظی منیفولد مکش) در مدل RACE استفاده شده در سالهای ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ از جنس الومینیم دو لایه و به صورت تکی چهار دهانه بود. HEMIهای مدل ۱۹۶۶ از یک منیفولد الومینیمی تکی چهار دهانه با مجرای تقسیم کننده ی هوا استفاده می کردند. برای مسابقات دراگ در سال ۱۹۶۴ از منیفولد دوبل چهاردهانه استفاده می کرد. برای سال ۱۹۶۵ نیز از منیفولد مشابهی استفاده می شد اما جنس ان از منیزیم بود و برای کم کردن هرچه بیشتر وزن موتور، از سرسیلندر الومینیمی استفاده می شد. منیفولدهای دود در مدل RACE به طور عادی از مدل هدر بودند که در انها از دو لوله ی ۱.۲ اینچی که به وسیله ی استیل روکش شده ویا به وسیله ی ورقهایی به سرسیلندر متصل میشدند. طول لوله ها بین سی تا چهل اینچ متفاوت بود.
در حالیکه مدلهای RACE از یک کاربراتور چهاردهانه استفاده می کردند، مدلهای خیابانی از دو کاربراتور چهار دهانه استفاده می کردند که به منیفولد هوای دو لایه ی الومینیمی متصل می شد. ضریب کمپرس به ۱۰.۲۵ به ۱ کاهش پیدا کرده بود و از سرسیلندرهای اهنی به جای الومینیمی استفاده شده بود. میزان زاویه میل سوپاپ برای هر دو منیفولد هوا و دود به میزان ۲۷۶ درجه بود که در مدلهای ۱۹۶۶ این زاویه به میزان ۳۲۸ درجه بود. میزان همپوشانی سوپاپ ها در مدل خیابانی ۵۲ درجه و در مدل RACE ۱۱۲ درجه بود. کورس حرکت سوپاپهای هوا و دود به ترتیب ۰.۴۸ و ۰.۴۶ اینچ بود. که در مقایسه در مدلهای RACE این مقدار برابر ۰.۵۶۵ اینچ برای هر دو سوپاپ دود و هوا بود. فنر سوپاپها در مدل خیابانی نرمتر شده بودند تا فرسودگی میل سوپاپ را کاهش دهند.از سوپاپهای مورد استفاده در مدل RACE در مدل خیابانی نیز استفاده شد.سوپاپ هوا دارای قطر ۲.۲۵ اینچ و سوپاپ دود دارای قطر ۱.۹۴ اینچ بود. با وجود تمامی این تغییرات مقدار قدرت و گشتاور تبلیغ شده ی مدلهای خیابانی در حد ۴۲۵ اسب بخار در دور موتور ۵۰۰۰ و گشتاور ۴۹۰ پاوندفوت در دور موتور ۴۰۰۰ باقی ماند. بسیاری از افراد ادعا می کردند که میزان قدرت تولیدی به عدد ۵۰۰ اسب بخار نزدیکتر بوده! انجین ۴۲۶ HEMI با اضافه پرداختی معدل ۱۱۰۰ دلار در بسایری از مدلهای تولیدی کرایسلر قابل نصب بود و به همراه یک گیرباکس چهار سرعته ی دستی یا یک گیرباکس اتوماتیک تورکفلایت ارائه می شد. به علاوه انجینهای HEMI به جای وارانتی پنج سال/۵۰۰۰۰ مایل با وارانتی یک سال/۱۲۰۰۰ مایل تحویل داده می شدند.این وارانتی در صورت استفاده از خودرو در شرایط سخت (همچون مسابقات دراگ) از درجه ی اعتبار ساقط می شد.
انجین ۴۲۶ HEMI در طول حیات خود تغییرات بی شماری را دریافت کرد. در سال ۱۹۶۸ این موتور با استفاده از یک میل سوپاپ با عمر بالا، فنر سوپاپهای جدید و تغییراتی که باعث کاهش مصرف سوخت می شد، مورد بازنگری قرار گرفت. قدرت ان نیزبه میزان ۴۲۵ اسب بخار بدون تغییر باقی ماند. در سال ۱۹۷۰ به جای تایپیتهای خشک قبلی از تایپیتهای هیدرولیکی استفاده شد. انجین ۴۲۶ HEMI تا اخرین سال تولید خود(۱۹۷۱) همچنان پرقدرت باقی ماند درحالیکه کمپانی موپار تا ان سال سایر انجینهای تولیدی خود را مورد بازنگری قرار داده بود.
● قدرت:
▪ ۱۹۶۶-۱۹۷۱: ۴۲۵ اسب بخار در دور موتور ۵۰۰۰ و گشتاور ۴۹۰ پاوندفوت در دور موتور ۴۰۰۰
● استفاده در مدلهای:
▪ ۱۹۶۶-۱۹۷۱ دوج چارجر
▪ ۱۹۶۸-۱۹۷۱ دوج سوپربی
▪ ۱۹۶۸-۱۹۷۱ پلیموت GTX
▪ ۱۹۶۸-۱۹۷۱ پلیموت رودرانر
▪ ۱۹۶۹ دوج دیتونا
▪ ۱۹۷۰ پلیموت سوپربرد
▪ ۱۹۷۰-۱۹۷۱ دوج چلنجر
▪ ۱۹۷۰-۱۹۷۱ پلیموت باراکودا
● مدلهای سفارش ویژه:
▪ ۱۹۶۸ دوج دارت
▪ ۱۹۶۷-۱۹۶۹ پلیموت کودا
● میزان تولید:
▪ ۱۰۰۰۰ دستگاه
نویسنده : حسین گیلکی
اینم یه عکس از انواع موتور های ساخت کرایسلر :
که موتور های 383/440/426جزو خیلی قوی ها
موتور های 360/340جزو متوسط ها
موتور های 318ضعیفتر
225هم ول معطل هست 


(تازه همین هم حجمش 3000و اندی هست و از 100 اسب قوی تره 

)

not for those who shun the attention! plymouth ![]()





![]()



![]()
کلاس بندی اتاق پونتياك
اتاق كوپه پونتياك فايربرد داراي چهار كلاس مختلف به نامهاي زیر میباشد
تغییرات ایجاد شدهٌ نسل دوم در طی 12سال تولید
براي شناخت بهتر اين تفاوتها لازم است آنها را در5 جزء جداگانهٌ نمای عقب، نمای جلو، سقف، داخل اتاق و موتور توضيح داد .
2- تغییرات نماي جلو:
- طرح كاپوت:
- طرح دماغه:
3- تغییرات سقف:
4- تغییرات داخل اتاق:
تنها تغييرات داخل اتاق شامل تغيير طرح دوخت صندليها تا سال 78 بوده اما در سال 79 طرح صندليها با طرحهاي ارگونوميك تعويض شدند. اما كارخانه يونتياك فرمان معروف سه پره و نماي جلو داشبرد را به صورت یک سنت در تمام اين سالها حفظ نمود.
هرچند كارخانه يونتياك تلاش ميكرد تا در هر سال قويترين موتورهاي خود را به منظور حفظ مشتريان بر روي اين مدل مورد استفاده قرار دهد اما بايد دانست كه وضعيت بازار جهان نفت به گونه اي بود كه به تدريج شاهد كاهش قدرت موتور ترنس ام در طي سالهاي ساخت ميباشيم به طوري كه قدرت موتور اين اتومبيل به منظور كاهش مصرف بنزين به تدريج از 313 اسب بخار در سال 72 به 180 اسب بخار در سال 78 كاهش يافت. البته كارخانه يونتياك در طي اين سالها با ایجاد تغییرات در گيربكس، ديفرانسيل و كاهش تدريجي وزن اتومبيل تلاش كرد تا همچنان طرفداران اين اتومبيل را راضي نگهدارد.بطوریکه همین 180 اسب بخار قدرت هم نه تنها در زمان خود به اندازه کافی چالاکی و شتاب را برای صاحب خود به ارمغان میاورد بلکه هنوز نیز کمتر اتومبیل استانداردی در ایران توان رویارویی با شتاب و سرعت یک ترنس ام مدل78(البته سالم) را دارد.
نمونه های با ارزش (دارای ارزش کلکسیونی)
یک سری اطلاعات کلی و کوتاه
![]()
فورد موستانگ بی شک یک اتفاق طراحی نبوده است .
موستانگ زائده ذهن مردانی از جنس اتومبیل ، قدرت و سرعت است .
زیباترین و متحرک ترین خطوط بدنه ، وزن خودرو ، فرم شیشه جانبی و جلو ، چرخهای پهن با سایز قلدرانه ، خطوط ایستا اما هجومی بدنه ، وخیلی آیتم های طراحی دهه 60 و 70 که معجزه آسا در موستانگ متجلی شده.
موستانگ از جمله خودروهایی است که در طراحی ظاهری و اصلی دارای فرم است و بسیاری از اتومبیل های امروزی در این قالب فقط دارای یک طراحی ضعیف و بدون روح هستند .
موستانگ نهایت آن زمان بوده و بی شک در آینده نیز طراحان نسل های بعدی را متحیر خواهد ساخت .
در موستانگ هر آنچه که روحیه مردانه برای داشتن خودرو می خواهد جمع است .
و این حجم آهنین همواره توانسته با دارندگان خود انس بگیرد و تا مرز پوسیدن دوست داشتنی باشد .
موستانگ یکی از آخرین آفرینش معجزه گرهای تاریخ طراحی خودرو است و بعید است که دیگر این چنین پدیده ای به بازار عرضه شود .
امروزه در پس مراکز بزرگ طراحی خودرو و پروژه های بزرگ تحقیقاتی تنها سود و توسعه اقتصادی بازار در نظر گرفته شده و نسل جدید خودروها صرفا تبدیل به مدلهای زیبا و لوکس با انواع آپشن و تزیینی شده و از این نسل جدید که زاییده متالوژی و تکنولوژی است تنها ظاهری از اتومبیل های دهه 60 مانده است .
از آن جثه ضخیم و سنگین چرم و آهن ، امروزه اسباب بازی هایی در ابعاد اتومبیل ساخته می شود .
و باید هنوز خوشحال باشیم که در نسلی زندگی می کنیم که اتومبیل هنوز می تواند بر روی جاده های 70 سال پیش حرکت کند و هنوز فرمان و دنده ، پدال و چراغهای راهنما را از دستان رانندگان نگرفته اند .
:ادامه مطلب:![]()
![]()

![]()
![]()


![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |












ادامه دارد.... 


ادامه مطلب رو حتما ببینید!!! 
